ای کوکب پیشانی تاریخ ایرانم
بنام پروردگار ایران
مردمانِ ما
شايستهی آرامش و آزادیاند
مردمانِ ما
شايستهی شادمانی و ترانهاند
مردمانِ ما
شايستهی عدالت و علاقهاند
دستِ هيچ دشمنی
به سرزمينِ ما نخواهد رسيد
ايرانِ عزيزِ ما بیگزند خواهد ماند
من پايداریِ مردمانم را به نيکی میشناسم.
برای خواندن ادامه چکامه بر روی (ادامه مطلب) زیر کلیک نمایید .
بنام پروردگار ایران
به نام پروردگار ایران
با درود بسیار بر همه ایرانیانی که دل در گرو مهر میهن دارند و برای سربلندیش می کوشند ، باشد که هماره شادان و سرافراز در جای جای ایران کهن یا هرکجای گیتی راستی افزای و اهوراکیش در راه آزادی مادر میهن کوشنده باشند .
براستی از کجا و چگونه یباید آغازید ، آنگاه که دشمنان فرهنگ ایران در میان مان هستند ؟ چگونه می توان باور کرد که ایرانی راه بر نفس های خسته مادر میهن بسته است ؟
آن کسان که ندانسته یا دانسته ، این بجا مانده های پیشینیان را می ربایند و می زدایند و به کمترین بها می فروشند ! آیا آن زمان که نام خود را به زبان بیگانه بر سنگ نگاره ها می کشند یا آنانی که با پتک نامردی و نامرادی بر این سنگ ها که نه بر هرچه داشته ایم می کوبند ، نمی دانند که هزاران سال خشونت و ناجوان مردی روزگار را این سنگهای استوار پشت سرگذاشته اند تا امروز ما بر آنچه داشته ایم خوشنود گردیم و برآنچه هستیم افسوسی بی پایان بریم و بر آینده امیدوار گردیم ، شاید فرزندان فردا و پسین فردا دیگربار پرچم شکوه و بزرگی ایرانی را در دست گیرد و چون کاوه و فریدون و آرش جان از اهریمنو اهریمان برگیرند .
آیا نمی دانند که مردم بی گذشته ، آینده ندارند ؟
آیا نمی دانند که روشنا بخش راه فردا ، افروزه های پیشینه است ؟
آیا نمی دانند که مردمی که فراموش کنند ، ناچار باید دوباره آزمایش نمایند ؟
تاکی و تاکجای فردا باید آزموده را دوباره آزمود ؟
بیاییم تا باهم از داشته هایمان نگاهبانی نماییم .
بیاییم و پاسدار ایران کهن شویم . پاسدار خاک پرگهر ایران .
آنچه امروز ما خود با خود کرده ایم را چگونه می توان بازگو کرد ، دریغا که پاسخ آیندگان را باید خشک و تر با سرافکندگی دهد :
آنجا که تازیان سرزمین ما را به یغما بردند و ما آذری ها را به نامردمی سخره کردیم بی آنکه بدانیم زرتشت بزرگ ، بابک خرمدین تا ستارخان و باقرخان و پروین اعتصامی از کجا آمده اند ، و امروز چون ترکان عثمانی بزرگانمان را می ربایند ، به کجا می توان پناه برد ؟
آنجا که تازیان را بزرگ پنداشتیم و بر ایرانیان تاختیم ، بر لر دلاور و سپاهانی پر هنر و ...
آنجا که خود سنگ نگاره را برگه نام نویسی خود کردیم ، امروز چگونه بر ربایندگان سنگ نگاره ها ، بر زیر آب برندگان شهرهای کهن و پاسارگاد و ... ایراد می توان گرفت ؟
ایرانی بیدار شو و پیشینه ات را پاسبدارباش و سرزمین خود را بزرگ دار .
به نام پروردگار ایران
به منظور گسترش فرهنگ پربار ایران زمین بخشی از پندها و آموزه های بزرگان این سرزمین را از هفت هزار سال پیش تاکنون , جهت یادآوری و بهره بردن از آنها می آوریم . امید است با بکار بردن این آموزه ها دگر بار ایرانی سرافراز و افتخار آفرین در جهان بنا سازیم .
ستارخان
وطن پرست ترین کسی که شناخته ام همانا فردوسی ، بزرگ مرد توسی است .
برروی (ادامه مطلب) زیر کلیک نمایید .
به نام آفریدگار ایران
برآن شدیم تا بزرگان سرزمین مادری را بازشناسیم و نام ، یاد و دستآوردیهایشان را با هم و به نام ایران برخوانیم و برپایه باور زندگی ، در ابتدا نامِ نام آورانی را که همینک در میانمان هستند آوردیم :
اینبار سری زدیم به مردی از تبار جنوب ایران بزرگ ، چکامه سرای ایران دوست :
سید علی صالحی

برای خواندن متن برروی (ادامه مطلب) زیز کلیک نمایید .
ایرانی!!!
چرا چنین شدی تا هر بیگانه ای بتواند میهنت را ، پیشینه ات را و بودنت را به سخره بگیرد . کجاست بابک خرمدین ، کجاست مازیار پسر قارون ، کجاست ابولیث صفار ، کجایند آن مردان و زنان دلاوری که در برابر یورش تازیان عراقی از چهار گوشه این خاک برخواستند و ایستادند و سرزمین مان را سرفرازانه نگاه داشتند ...
چرا باز خفتند تا چنان شود که هنگامه هجوم تازیان خون آشام بدوی و مغولان وحشی بر خاک سیاه نشستیم ...
امروز باز تازیان سیه روی ، دست بر گوشه ای دیگر از خاک پاکمان گذاشته اند و اینبار بر سه جزیره ایرانی و نام پاک و اهورایی خلیج پارس یورش برده اند .
بدرستی که :
چو بیشه تهی ماند از نره شیر
شغال اندر آن بیشه آید دلیر
بیایید با ورود به این لینک اعتراض خود را به گوش همه بد خواهان ایران زمین برسانیم ...
(پس از وارد شدن به سایت کافی است تا نام و ايميل خود را در کادر ۱ و ۲ وارد كنيد و اگر ميخواهيد در کادر ۳ ، يك جمله در مورد اعتراض خود بنویسید .)
برای خواندن چکامه خلیج پارس برروی ((ادامه مطلب)) زیر کلیک نمایید .
|
شبی دل بود و دلدار خردمند دل از دیدار دلبر، شاد و خرسند |
|
که با بانگ بنان و نام ایران دو چشمم شد ز شور عشق، گریان |
|
چو دلبر شور اشک شوق را دید به شیرینی ز من، مستانه پرسید |
|
بگو جانا که مفهوم وطن چیست که بی مهرش دلی گر هست، دل نیست |
جهت خواندن ادامه چکامه بالا برروی ((ادامه مطلب)) کلیک نمایید .
ای وطن ای مادر تاریخ ساز
ای مرا بر خاک تو روی نیاز
ای کویر تو بهشت جان من
عشق جاویدان من ایران من
...
برای خواندن متن کامل چکامه بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید .
اولين سرود ملي ايران مربوط به دوره قاجار ساخته موسيو لومر فرانسوي (موسيقيدان نظامي اعزامي به ايران در دوره قاجار) است . اين سرود براي پيانو نوشته شده و يك بار به هنگام ورود مظفرالدين شاه قاجار و درحضور وي در پاريس اجرا گرديد و اجراي آن توسط اركستر ملل اولين اجراي رسمي و اركسترال آن است كه به پيشنهاد رهبر اركستر در دوره حاضر ترانه اي براي آن توسط بيژن ترقي سروده شد و اجرا گرديد .
جهت دسترسی به متن کامل اولین سرود ملی ایران بر روی دکمه ادامه مطلب (زیر) کلیک نمایید .